![]() |
![]() |
|
| بایگانی نوشته های روزبه گیلاسیان تا امروز |
|
كتاب جديد من با عنوان فال هاي عاشقانه را از لينك های زير دانلود نماييد : لینک 1 : مستقیم
http:// لینک 2 : فشرده شده
https://docs.google.com/ لینک 3 : http://wikisend.com/ لینک 4 : ( پس از زدن دانلود در سایت مورد نظر بادادن ایمیل خود و یک پسورد دلخواه ، ساین آپ کرده و دانلود نمایید) http://www.4shared.com/office/K5Qt2H0i/Falhaye_Asheghane_-_Gillasian-.html
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 اردیبهشت1391ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
پرش های فلسفی : یکم . چگونه می توان خود را فریب داد ؟ دوم. باقی مانده صفر به چه معناست؟ سوم.عدالت تجربی به چه معناست؟ چهارم.چرا نوشته های ما کسی را نمی ترساند؟ پنجم.کودک ، زن ، حیوان ششم. طرح چند پرسش از جایگاه خدا ؟
آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
کتاب مضاعف
گردآوری روزبه گیلاسیان لینک دانلود کتاب : http://www.4shared.com/office/ZxS7t25r/file.html |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 2 فروردین1391ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
برای دریافت این مطلب از لینک زیر استفاده نمایید.
http://www.4shared.com/office/dfiZmaKY/META_RADICALISM-Gilasian.html
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 بهمن1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
انتشار اینترنتی کتاب « میزگردی در مورد ایران : با حضور دلوز ، لاکان ، ژیژک ، فوکو ، بودریار و هابرماس »
نوشته روزبه گیلاسیان لینک دانلود کتاب http://www.4shared.com/office/QOO9bdbG/Mizegerdi_Dar_Morede_IRAN_-Gil.html |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 بهمن1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سوت آخر نَشتِ ن که انتهای خون است از من که انتهای یاسمن اَستم. مثل کرمی پا از دست داده ، قرنی دویده و همچنان درگذار ، یا مثل ب که اول باباست. پولِ درشت و خشمِ کلفت. مزایده ی نقصِ عضو. بله بگو تا من زیباتر شوم. زشت تر از وتری که مرا به تو می رساند. مثلثِ بی قاعده ، عَقد عُقده ها که در آسمان ها بسته شده است. اسبی که اسباب می کشد ، سبب ها و سیب ها و سبدها ، گازی و گذری ، خش خش گام هایی و گریستن ها و متوقف نشدن ها و ها و ها و های های و های.
آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 دی1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
چگونه بجنگیم تا پیروز نشویم عینیت برای من چیزی جز عینکم نیست. مصداق ناپذیری مفهومی که منم. همه چیز در حضیض است. روسری وا کن ، هوایی جا به جا کن تا هوایی شب های انقلاب شوم بر بام. منقاری بر منقاری ، بنابراین بودن و نابرابری ، شکل سیاسی کارگری بر سر چهار راه سرد. سرمایه ای عظیم که انقلاب ما را دیوانه می سازد. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 دی1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سوراخ در اطراف هر سوراخ چیزی چروک می خورد. در این چروک چرکی جمع می شود. در گوش ، در گوشه چشم ، در بینی ، در ناف . چروکی که سوراخ را به گره ای تبدیل می کند ، گره ای که تمرکز همه نیروهاست. قدرتی از تن که در سطح تجمع کرده است. سوراخی و نه حفره ای. سوراخ جایی برای نگه داشتن چیزی نیست ؛ گره گاهی جهت گرفتن ، پس دادن و عبور است. حفره ، توهم حجم دادن سوراخ در درون است. و بپرسیم که چرا ناخودآگاه همواری چیزی در درون و در درونِ حفره ای در درون تلقی گردیده است. چرا نباید ناخودآگاه را سوراخی نادید گرفته در سطح دانست. چرا نباید این حفره مرموز روان کاوی که در درون هرکس بنا می شود را به سطح کشاند و این نیت درونی ساختن ناخودآگاه را نوعی تلاش برای سرکوب دوباره ی امر رو آمده ناخوداگاه نامید. دستی که رو شده است. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 دی1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
بحران نثر و فلسفه امروز : علیه شعر
آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 آذر1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
ریاضیات سیاسی مردم جمع می شوند اما برای این جمع شدن باید چیزی از خویش را به کنار بگذارند و آن تفاوت ها و تکینگی هایشان است. همان طور که سیب و پرتغال را نمی توان با هم جمع کرد ، من و دیگری نیز جمع ناپذیریم مگر آنکه بتوانیم خود را به عنوانی چیزی برابر قلمداد کنیم. برابری ما را در کنار هم جمع می کند تا بتوانیم به جای یک تن ، صد تن و به جای یک صد تن ، هزار ها تن باشیم. (فرض برابری ، شرط جمع پذیری سیاسی است.) آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 آبان1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
به چند دلیل آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 مهر1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
بستگی وابستگی ای كه ما را به هم باز مي كند ، بستگی داشتن من به تو و تو به تبر و تراشه های چوب به تير. درها بسته تر هم شد ، در زیادیِ آن چنان که گویی از بسته بودن سیر شده ايم آنقدر سیر که بستگیِ خود به تو را استفراغ کنم از بطنِ چپِ دلبستگي ام. جایی که کودکان ، با دست خالی به دنیا آمده ، با دست خالی زندگی کرده و با دست خالی با تفنگی رها شده بر خاک از دست می روند. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 مهر1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
قطع شدن پا مغزی رنده شده تا هضمش آسان گردد. تیری رها شده از جنبِ گوش ، تا مغزِ رنده شده زنده گردد. مس ، مسوولِ طلا بودنِ آهنگی است که از لبانِ تو جاری می شود . خونی که از گردن من می گذرد سیلابِ ناممکن است. بریدگی هایِ صدایم سرماخورده یِ پاییز است و کاسه یِ چشمانم رجزخوانِ زجری بی پایان است. ... آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 مهر1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
سودای سود اما سود چیست؟ تعریف ریاضی سود که ریشه ای اقتصادی دارد بسیار ساده و صریح است. تفاضل برداشته از آورده سود است. برای سود بردن باید آورده ای داشت که آن را به اشتراک گذاشت و به کار انداخت و در نهایت چیزی بیشتر از آورده را طلبید. سود چیزی جز این مازاد نیست. مازادی که ما با دست گذاشتن بر آن و از آنِ خود ساختنش تصاحب می کنیم. ... آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 مهر1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
پس به پیش رفتیم ، زنبوری از فرط شرارت و حتی مولکول های آب با آن لطافت لجوج که ریختشان از پشت لیوان به زمین می ماسید ؛ نفهمیدند وگرنه رودخانه مسیر نداشت ، نشانی نداشت و کرخت تر از آنی بود که بود. پشت برگ را سنجاق زدیم به گوشت و حتی دوختیم ، در حالیکه می سوختیم و دندانه های میوه ها با لبها در تماس بود و گونی ها همه از نون خشک کپک زده و سبز بود. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 مهر1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
بر گردن من شالی ها زرد و بر شال گردن من سبز می شوند . تنم بَل تر از آن است که بتوانم تنبلی ام را قدر بنشانم. آن روسری که بر کمر می بندد و رگی که می جهد بی آنکه جهشی کرده باشد. یکتا چون بواسیلی سرگردان و یگانه چون فرمان انتقام . بوسه بس ، پس به پایین ریختند اندام ها ، جدا تر از هر وقت ، تو را مجموعه ای از اندام ها دیدم. اگری نیست و حتی امّایی ، ما به صراحت می افتیم در ته و در ته می مانیم تا ته مانده ای از نژاد نوزاد اسبان ترکمن باشیم. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1 مهر1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
آن روزها هنوز برق نیامده بود که برود ... کسی می گوید به من که لحافت را با من به اشتراک بگذار. کسی می گوید به من که مغزت گنداب نفرت است و خون مسمومت در خلاف جهت رایج در جریان است. من اما با تبر برازنده ترم . ریه هایم به زشتی پاکت های سیگار است و اعصابم به تردی استخوان هایم پهلو می زند. کشوری ام که مرز ندارد ، رژیم حاکم بر من مخوف ترین رژیم جهان است و از سر حدات خویش دیری است که عبور کرده ام. «مرگ بر» را بگویید سنگین تر از آنم که می پندارد. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 شهریور1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
ما در میان بودگان روزبه گیلاسیان " از میان جمع یکی برخاست ، همیشه یک نفر باید به پا خیزد ... " ما در میانه می مانیم. نه اهل حاشیه هستیم نه به مرکز توجه ای داریم ، ما همان میانه هستیم که بالا تنه اجتماع را از پایین تنه آن جدا می سازیم. ما جامعه را به دو نیم می کنیم تا مشخص شود ما در این جامعه هیچ نیمه ای از آن خویش نداریم. ما فاقد نیمه هستیم ، چون دقیقن خود را در این مرز و در این میانه تعریف می کنیم.
آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
یک. تز توسیع ترجمه می توان گفت زبان پی در پی ترجمه ای از خویش است. وقتی از خلال زبان سعی می کنیم چیزی را شرح داده یا تفسیر کنیم هر جمله ای که به کمک جمله دیگر می آید قصد ترجمه کردن چیزی برای کسی را دارد. پس ترجمه محدود به برگرداندن جملات یک زبان به زبان دیگر نیست بلکه زبان پیوسته در پی ایجاد فهم مشترک از طریق تبدیل سازی خود به جملات قابل فهم تر است. ....
آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 شهریور1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
تفکر / ترجمه گشایش : به تازگی مقاله ای نوشته ام تحت عنوان«ترجمه و رازهایش» که تا چند روز دیگر در وبلاگم قرار خواهد گرفت. با توجه به اینکه بحث ترجمه و نسبت آن با تفکر برای اولین بار توسط مراد فرهاد پور مطرح شد و از آنجا که اکثر کسانی که در این باره اندیشیده اند بی آنکه نگاه دقیقی به بحث او داشته باشند به ستیز یا دفاع از او پرداخته اند ؛ در زیر سعی می کنم صورت بندی نسبتن دقیقی از استدلال فرهادپور ارائه دهم. معتقدم برای هر گونه بحث در این باره باید متن مکتوب فرهادپور را به عنوان اساس و سنگ آغازین بحث در نظر داشت. این راهی برای میاندار کردن تاریخ بی سر و ته ماست.
آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 شهریور1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
تاريخ بي سر و ته يا تاريخ بي بدن : امتناع مانيفست نويسي در تاريخ ما تاريخ ما تاريخ بي سر و ته نيست ؛ آنچه تاريخ ما فاقد آن است بدني است كه سر و ته را به هم مربوط سازد. تاريخ ما ميانه ندارد . به واسطه اين ميانجي گري مانيفست است كه تاريخ از امري بي سر و ته به امري معنادار تبديل مي شود. مانیفست میانجی تاریخ سپری شده و تاریخ پیش روست. مانیفست به واسطه میانجی قرار دادن حال حاضر و بحران های آن سعی می کند تاریخ گذشته را در آینده به رستگاری رساند. از این طریق مانیفست منجی گذشته است. باید میانه تاریخ خویش را به سر و ته آن بدوزیم ، از لای پای این بدن خود را بیرون کشیده و با نفرت از گذشته ، آینده را تهدید نماییم. میان دار کردن تاریخ اولین ملاتی است که آجرهای مانیفست را می توان بر آن برافراشت. مانیفست با نشانه رفتن این تن است كه می تواند چون پیکانی از آن عبور کرده و آن را به دو نیم تقسیم کند. مانیفست به تجربه خویش اشاره می کند به تضاد این تجربه با واقعیت و تخیل آینده ای که واقعیت چیزی جز تجربه گذرانده نباشد. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 13 تیر1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
چه کسی از ما ؟ چه کسی از ما باکرگی مادران خویش را به یاد می آورد؟ کدام یک از ما احساس یک اعدامی را به پای جوخه های اعدام پیش از فرو رفتن سرب داغ در سینه می فهمد؟ کدام یک از ما می توانیم بی انتظار طاقت فرسای فرمان آتش ، فرمان آتش را خود به اعدام کنندگان خویش فریاد زنیم. ما بسته به چوبه های تیرباران بر سر دژخیم فریاد می زنیم : آتش ! تا شلیک آنها بر بدن های ما چیزی جز خواست و دستور و فرمان ما نباشد. کسانی از ما می فهمند که آنها برای این هستند که نباشند و بدین سان بر می خیزند تا دیگر نباشند. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 خرداد1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
بازگشت همه به سوی خود است : کمربند ایمنی یا کمربند انتحاری
... بیایید وقت کشی کنیم ، بیایید با کشتن این لحظه ، سرعت تاریخ را گرفته و زندگی را به مرگ مبدل سازیم. بیایید وقت را بکشیم. این گذشت زمان است که ما را از امروز به فردا و از خانه به سر کار و از سر کار به خانه و از خانه به سر کار می کشاند. باید وقت را کشت تا کارها بیش از آنچه باید به طول انجامد در این صورت شاید لحظه ای برای انقلاب کردن وقت داشته باشیم... آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 خرداد1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
من نه ملی هستم نه مذهبی در خانه تقی رحمانی که سیگار نمی کشید ، سیگار کشیدم و گفتم اینکه ملی مذهبی ها سیگار نمی کشند نوعی ترس از پدر است ؛ ترس از پدر سحابی. خندید و به شریعتی اشاره کرد. بار دیگر که به خانه اش رفتم رحمانی زندان بود و نرگس – همسرش- مجبور به پاسخ گفتن به نقدهایی بود که جوانی من از او می پرسید. تا رحمانی از زندان آزاد شد و بار دیگر به خانه اش رفتم . مانیفست دگرگونه سازی تحکیم وحدت را خواند و گفت فکر نمی کند که با چنین نقد پست مدرنی از جنبش دانشجویی موافق باشد. تا بار دیگر که در گرگان سخنرانی داشت و گوش هایش سنگین شده بود و مجبور بودم با فریاد خودم را به او بشناسانم. بعد از آن صرفا خبر آزادی اش بود و دستگیری مجددش. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
از جنبش سبز تا
هنوز کوچه همان کوچه است و خیابان همان خیابان ، مردم همان مردم اند و دولت همان دولت ، هنوز زندانی همان زندانی است و زندان بان همان. آنچه دیگر همان نیست تاریخ است و تاریخ در کوره است و کوره به دست و دم قربانیان در گردش است نه از مهلکه گریختگان. ما از مهلکه گریختگان ایم و تاریخ انتقام خویش را از ما خواهد گرفت. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 خرداد1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
از دست دادن بیایید به جای به دست آوردن ، از دست بدهیم. بياييد اختيار از دست داده و عليه این تز اصلی سرمایه داری که بايد به دست آورد قیام کنیم. تنها آنکه وجودش را از فقدان عظیمی آکنده است می تواند از تهی کردن جیب سرمایه داری به هراس نیافتد. بیایید خالی کنیم خودمان را و جیب های مان را. منقار به منقار مالیدن ، تنگ شدن لوله تفنگ و انفجار مرگ از شلیک داد در گلوی کبوتري چرخیده در هوا ، خون جاری بر زمین و زگیل بریده شده با تیغ. من از زنانه سرشارم ، از حمام های زنانه و عطر های زنانه و توالت های زنانه ، به زنانه می روم و مردانه شلوار بالا می کشم. دو دست کت و شلوار برای دید و بازدید ، دو دست برای در آغوش کشیدن تو و دو دست چشم برای دیدن دوردست ها و دو دست پاچه شلوار برای مخفی شدن در آن . آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 اردیبهشت1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
چگونه می توان کارگر بود؟ این نیزه های کاغذی به سفتی گوشت سرمایه کارگر نیست. چگونه می توان کارگر بود؟ چگونه می توان چون خنجری آخته از نیام تولید به در آمد و آلت کار را پیش از آنکه بتواند مصرف کننده را ارضا کند ، ختنه کرد و آنقدر بیش تر برید که دیگر چیزی از آن به جای نماند جز فقدانی کارا که بیکاری را معضل سرمایه داری می داند نه جامعه. ...
آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 اردیبهشت1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
انقلاب در انقلاب : تغییر یا تعلیق انقلاب ماییم ، هر که دریافتی جز این از انقلاب دارد ، انقلاب را به لاشه ای بدل می سازد که سرانجامش طعمه شدن برای لاشخورهاست. انقلاب از ما جدا نیست ، انقلاب بیرون ما نیست ، انقلاب درون ما نیست ، انقلاب بر سطح تن ما ایستاده است. ما پخش انقلاب و انقلاب پخش بر تن ماست ، کافی است تن را بتکانیم تا انقلاب ما با تششعات آسیب زای خویش همه را آلوده سازد. این نیروگاه اتمی (فردی) ماست که از کار افتاده و سرکش از نظم تعریف شده به گونه ای نامطیع ، فرایند شکافت را تا سرحد هشدار به انجام می رساند.
آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 6 اردیبهشت1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
آناتومی انسان لب در اصل آلت زنانه است که به افق نشسته است. چون تحریک شود هم چون آلت خیس از بزاق می شود و از حلق چون دهانه مهبل به رحمی می انجامد که معده است و خروجی آن نه نوزاد بل تفاله است. گوش سوراخ مقعد را می ماند. لاله گوش نرمی باسن است. ارتباط گوش و لب ارتباط مهبل است و مقعد. یکی تولید صدا می کند و دیگری جانشینی برای دیگری است. گوش همچون مقعد هم دادنی است هم کردنی است ( گوش دادن – گوش کردن) . سفارش به کم گفتن و بیش تر شنیدن نیز همین گرایش مردانه به سوراخ مقعد است. گوش اساسا آلتی مردانه است که به خاطر خشکسالی (عدم ترشح) کارکرد جنسی خود را از دست داده است. تخم پستان های عقیم مانده زن است که به گردن آلت مرد آویخته است. تخم دلیل گردی زمین است و نرمی آن و گرمی آن ، آن را به خورشید سرد شده ای مانند کرده است که در منتها علیه ران ها آویزان مانده است.
آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 4 اردیبهشت1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
لخت شدن انسان ها مجبور به پوشاندن عورت شده اند چون عورت نشان دهنده گناهی بزرگی است که نسل بشر پیش از این مرتکب شده است. ما نه آلت بلکه گناه خود و آلت جرم را می پوشانیم. تا آن زمان که از شر این به یادآوری گناه خلاص نشده ایم ، تا نتوانسته ایم به بی عدالتی ای که از آلت می جوشد فائق آییم ؛ محکوم به پوشاندن آن هستیم. چرا در سکس بیش تر این می چسبد که طرفین به جای لخت شدن همدیگر را لخت کنند؟ ما در درون لباس و نه در درون فرد به دنبال چیزی می گردیم ، آن چیزی که به دنبال آن هستیم نه سکس بلکه تجسم تصاحب چیزی است که زمانی رویایمان را تسخیر کرده است. کودک انقلابی ترین است او جیغ زده و شکایت می کند هنوز نمی داند که باید مدفوعش را کنترل کند ، هنوز نمی تواند با سخن گفتن خود را بیان کند. انقلابی برای بیان خویش جز بدنش چیزی ندارد. انقلابی باید هم چون کودکی باشد که به زبان تکلم دست نیافته و از این جهت از لوله تفنگ سخن می گوید. انقلابی در نقد قدرت حرف نمی زند او را نمی توان نقد کرد او درشت تر از آن است که نقد شود. آرشیو وبلاگ - عناوین مطالب وبلاگ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 فروردین1390ساعت توسط روزبه گیلاسیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|